تبليغات
X
ژیلاراسخ
ژیلاراسخ
+
نوشته شده در شنبه سوم مهر 1389ساعت 20:28  توسط jilaRasekh
من به شب در وقت خواب و در لحاف
می سرایم شعر و هذیان گزاف
خود نمی دانم چه می گویم !چه می بافم
شعر ؟! استغفر ا....شرّ و ور می بافم/ژیلا/
----------------
ای خدایا تو بده خودکاری
تا نویسم این دوبیت جاری
گرکه خودکار نباشد برود از یادم
هر چه بر مفز بکوبم نرسد فریادم
((خدایا تو ندادی خودکار ؟
تا پرید آن اشعار !))ژیلا
-----
یکی از دغدغه ویا
دلمشغولی های من
دیدن کشورها وفرهنگ
وسنن دیگر مردمان است
دراین راستا تا فرصتی دست
میدهد سفر می کنم
سفر خود حوادث تلخ وشیرینی
بهمراه دارد
از آنجایی که من عادت
به نوشتن خاطراتم دارم
میخواهم برخی از این خاطرات
وهمچنین خاطرات ایّامِ کودکی
ونوجوانی ام را در اینجا بنویسم
امید است مورد قبول بیفتد/ژیلا
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
نوشته های پیشین
مهر 1389
آرشیو موضوعی
وای برما
والنتاین
هیسسسسسسس!
مملی
نیشخند ژوکوند
بدون عنوان
بدون عنوان
خاطرات عید وکودکی
دبی برف میومد ؟؟!!
وای کفشم نیست !!
بریم سعدی ؟؟
تو برو "کفن " بخر !!
استانبول وتاکسی
فقط "9"تا تجدیدی ناقابل
"راسخ راسخ راسخخخخخخخخخخخخخخخخخخ "
ایتالیا وسنگ پا
هند وغذای نارگیل
سویس ویک حرف پس وپیش
انشاء
عشق ×
پیوندها
کرشمه 1
کرشمه 2
خانه فیروزه ایی
بالاترین
داداشی
آبی شدم
نوشته های یک راهنما
جدیدترین اشعار عاشقانه
چتری برای دونفر
ماه شب چهاردهم
ستاره ایی بنام سها
پیامبر -حکومت الله
لحظات همیشه وهنوز
کنگان طنز
شب نوشته های یک مادر
RSS
POWERED BY
BLOGFA.COM